نوبويوشى فورو كاوا ( مترجم : هاشم رجب زاده و كينيجى ئه اورا )
75
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى )
سوءقصد به شاه در روز 15 ماه اوت همان سال ، هنگامى كه شاه سواره براى شكار روانهء [ كوهستان ] البرز بود ، در راه چهار سوار به او نزديك شدند و تير انداختند . شاه تند از اسب به زير آمد و [ از اين سوءقصد ] جان بهدر برد ، و فقط جراحت جزئى برداشت . در بازجويى از عاملان اين كار معلوم شد كه آنها بابىاند و با هم فرقههاى خود براى كشتن شاه توطئه كرده بودند . پس به تعقيب و سركوب افراد اين فرقه برآمدند و حدود 30 تن از سران آن را گرفتند و [ ميرزا ] آقا خان صدراعظم كه به جان خود بيمناك بود هريك از آنان را به ولايت و ايالتى فرستاد تا هرجا آنان را سياست كنند . يكى از راههاى اعدام كه دربارهء پنج - شش نفر از اينان اجرا شد اين بود كه آنها را شمعآجين كردند و به طرز بىرحمانهاى كشتند . لشكركشى به هرات در همان سال در افغانستان يار محمد امير هرات درگذشت و پسرش فرستادهاى به ايران فرستاد و اظهار انقياد كرد . ناصر الدين شاه اين فرصت را غنيمت شمرد و قشون براى فتح هرات روانه كرد . [ حسام السلطنه ، والى خراسان ، هرات را پس از چند ماه محاصره گرفت ] امّا وزيرمختار بريتانيا ، كنل شيل Colonel Sheil به اعتراض برآمد [ و انگليسىها به خليج فارس لشكر كشيدند ] و سرانجام در ژانويه 1853 م . قرار شد كه ايران هرات را پس بدهد [ و ديگر به آنجا لشكر نفرستد ] . ايران در ميانهء روس و انگليس در اين ميان روسيه اسبابچينى كرد كه ايران بر ضد عثمانى با آن دولت متحد شود و شاه نيز تمايلى نشان داد . از اينرو بريتانيا در سال 1854 م . از طريق وزيرمختار تازهاش مورى Murray كوشيد تا از اين كار جلو گيرد ، و با اينهمه در ماه آوريل اتحادى ميان ايران و روسيه بسته شد . در ماه دسامبر سال پس از آن ، 1855 م . وزيرمختار انگليس به بهانهء تازهاى [ به حال اعتراض ] از تهران روانهء بازگشتن شد . تصرّف هرات و تهديد انگليس با اين پيشامد ، ايران فرصت را مغتنم ديد كه هرات را تصرف كند ، و نزديك ده هزار سرباز ايرانى به فرماندهى شاهزاده مراد ميرزا والى خراسان به هرات تاخت و در روز 26 اكتبر